نقاشی در جاده

لیست نقاش جاده‌ای

 
 

پالت استیپلتون

استیپلتون در حال نقاشی

تصویر نقاش در جاده با الهام از گوستاو کوربه

چادر خریداری شده

وقتی تصمیم گرفتم نقاش شوم سریع به کلاس طراحی رفتم و بعد از چند ترم استادم گفت وقت یاد گرفتن نقاشی و رنگ است. ولی خودش فرق بین آبی سرد و آبی گرم را نمی‌دانست و وقتی می‌خواستم برای شروع رنگ بخرم و ازش پرسیدم چه رنگ‌هایی بخرم پاسخ داد رنگ‌های اصلی را بخر ولی هرچه رنگ بیشتر بخری بهتر است! بعد از چند جلسه فهمیدم چیزی در مورد نقاشی و رنگ از او یاد نخواهم گرفت. به نظرم رسید نه او و نه هیچ معلم دیگری در آن شهر نمی‌تواند نکته‌ی مهمی در مورد نقاشی و رنگ به من یاد بدهد. برای همین کمی در اینترنت جستجو کردم و همان‌طور که انتظارش را داشتم با محتوای آموزشی بی‌کیفیت و عامه‌پسند روبرو شدم.

مهمترین سوالم این بود که چه رنگ‌هایی باید بخرم و پالتم را با چه رنگ‌هایی تشکیل دهم. بعد از جستجوی عمیقتر با وب‌لاگ یک نقاش آمریکایی منظره به نام استیپلتون کیرنز آشنا شدم. کیرنز نقاشی بود که به طبیعت می‌رفتم و در فضای باز نقاشی می‌کرد و بعضی روزها در مورد تکنیک، تاریخ و تئوری نقاشی در وبلاگش می‌نوشت. وب‌لاگ کیرنز برایم دنیای جدیدی بود که می‌توانستم ساعت‌ها وقتم را در آن بگذرانم و با سال‌ها تجارب یک نقاش آشنا شوم. او از ابتدا، از این‌که چه رنگ‌هایی در پالتش دارد و چرا این رنگ‌ها را انتخاب کرده شروع کرده بود و بعد در مورد نقاشی‌های خودش، نقاشی‌های بزرگان تاریخ، موضوعات مهم در تکنیک نقاشی رنگ روغن و … صحبت می‌کرد. با کمک کیرنز به رنگ‌فروشی رفتم و اولین پالتم را، با دانستن این‌که دلیل وجود هر کدام از رنگ‌ها چیست، تشکیل دادم.

بعدا در جستجوهایم بیشتر در مورد رنگ از نقاشان دیگری که در مورد رنگ می‌نوشتند یاد گرفتم. بعد با کتاب «راهنمای نقاشی منظره» نوشته‌ی جان.اف.کارلسون آشنا شدم و به دوستم گفتم آن را از آمریکا برایم خرید و فرستاد. با این‌که تمام دانشم را از نقاشان منظره کسب می‌کردم ولی تا آن موقع هیچ‌وقت بیرون نرفته بودم تا در فضای باز نقاشی کنم و بیشتر فیگور و چهره نقاشی می‌کردم و گاهی هم از فضای داخلی. روزی که آخرین صفحه‌ی کتاب کارلسون را تمام کردم تصمیم گرفتم از خانه بیرون بزنم و طبیعت نقاشی کنم. برای همین به دانشگاه تهران رفتم و در محوطه‌ی وسیعش چشم‌اندازی پیدا کردم و کشیدم. نتیجه برایم بسیار هیجان انگیز بود. تجربه‌ی نقاشی در فضای باز حس زنده بودن داشت. از آن روز کمتر در خانه نقاشی کشیده‌ام.

یک شب خواب دیدم یک نقاش دوره‌گردم و از این شهر به آن شهر می‌روم و نقاشی می‌کنم. بعدا به این فکر افتادم که چه ایده‌ی خوبی. برای همین کمی بیشتر در موردش رویاپردازی کردم و سعی کردم آن را به برنامه‌ای عملی تبدیل کنم. تصمیم گرفتم بعد از مدتی که آماده شدم، با یک ماشین به سفرهایی بروم که طی آن سفرها در جاده، شهرها، روستاها و طبیعت مناطق خاصی نقاشی کنم. مثلا قسمتی از کرمان را انتخاب کنم، به آن‌جا سفر کنم و طی یک یا دوهفته جاده‌های کرمان، بعضی از شهرها و روستاهای کرمان و طبیعت زیبایش را نقاشی کنم و دوباره به خانه‌ام برگردم، یک الی دو هفته استراحت کنم و بعد دوباره به نقاشی بروم.

حساب کردم برای عملی کردن این نقشه به سه سال زمان احتیاج دارم. در این سه سال:
۱- باید برای این پروژه پس‌انداز کنم و لوازم موردنیازم را از الان تهیه کنم.
۲- تکنیک نقاشی‌ام را تا حدی بالا ببرم که بتوانم با اعتمادبه‌نفس در شرایط سخت‌تری نقاشی کنم و نقاشی‌های بهتری بکشم.
۳- سفر کردن را یاد بگیرم تا سفر برایم آسان‌تر شود.
۴- با مناطق مختلف ایران بیشتر آشنا شوم.
۵- بیشتر ورزش کنم تا بتوانم با راحتی بیشتری کوله‌ی نقاشی‌ام را حمل کنم.
برای همین لیستی از وسایلی که باید در سفرهایم داشته باشم درست کردم. بعد از ماشین، مهمترینشان کیسه خواب، چادر و کوله‌پشتی بود که الان هر سه را تهیه کرده‌ام.

نمی‌دانم سه سال دیگر کجا هستم و دوست دارم چکار کنم. ممکن است این برنامه دیگر برایم معنی نداشته باشد. ممکن است دوست داشته باشم نقاشی‌های متفاوتی از کارهای الانم بکشم یا این‌که شاید اصلا دیگر نقاش نباشم. در هر صورت تا جایی که این رویا برایم معنا داشته باشد برای عملی کردنش تلاش می‌کنم. به نظرم اطراف ما، در شهر یا بیرون از شهر آنقدر موضوعات مختلف و زیادی برای نقاشی است که عمر یک نفر کفاف نمی‌دهد و تعداد کسانی که به این موضوعات توجه می‌کنند از انگشتان دست کمترند. در سفرهایی که الان می‌روم علاوه‌بر نقاشی سعی می‌کنم نقاطی که به نظرم برای نقاشی شدن جان می‌دهند را روی نقشه‌ام مشخص کنم تا بعدا به آن‌ها سر بزنم.

دو هفته پیش برای تمرین رویایم تصمیم گرفتم بدون ماشین، با قطار و اتوبوس به یک سفر ده روزه بروم. در گرگان، گنبد و مشهد توقف داشتم و در این شهرها بعلاوه‌ی طبیعت گالیکش (دیورود) مجموعا هفت نقاشی کشیدم که می‌توانید گزارش این هفت نقاشی را در لیست زیر پیدا کنید. همچنین یک ماه پیش با دوستانم به اردبیل رفتم و دو نقاشی آن‌جا کشیدم. گزارش آن دو نقاشی را هم می‌توانید این‌جا بخوانید. در ادامه اگر به سفری بروم و نقاشی کنم گزارشش را به این لیست اضافه می‌کنم.
گزارش دو نقاشی در فندقلو
گزارش هفت نقاشی در گرگان، گنبد و مشهد

logo-samandehi