محتوای شخصی

قبل از این‌که چاپ صنعتی امکان تکثیر محتوای نوشتاری و تصویری را بوجود بیاورد، کتب داستانی و غیرداستانی در نسخه‌های بسیار محدود در دسترس بودند. درنتیجه محتوا بیشتر به صورت سینه به سینه منتقل می‌شد و هربار که این اتفاق می‌افتاد بنا بر کرم ناقل، محتوا تغییر می‌کرد. در نتیجه برای مثال قصه‌ی بزبزقندی که کودکی از پدر یا مادرش می‌شنید با بزبزقندی کودکی دیگر تفاوت داشت زیرا والدین به یک کتاب بزبزقندی همسان دسترسی نداشتند.

 
 

پانزده نفر روز و شب کار می‌کردند تا شاهنامه‌ی طهماسبی را خلق کنند.

از طرفی بسیار پیش می‌آمد که فردی ثروتمند، حاکم یا پادشاه سفارش نوشتن کتاب یا تصویرسازی آن را به گروهی از کتاب‌سازان حرفه‌ای بدهند. نتیجه، برای مثال شاهنامه‌ی طهماسبی می‌شد که در کتابخانه‌ی دربار فقط و فقط یک مخاطب داشت: شاهزاده. معمولا سطور اول این کتاب‌ها نیز در مدح و توصیف شخصیت صاحب کتاب تنظیم می‌شدند.

 
 

این دو گروه از محتوا، یعنی داستان‌های حماسی، ملی یا محلی شخصی‌سازی شده و کتاب‌های نفیسی که برای یک شخص تدوین می‌شدند مصداق محتوایی هستند که من اسمش را محتوای شخصی می‌گذارم. محتوایی که فقط یک یا چند نفر محدود مخاطب آن هستند.

 
 

گوتنبرگ با پرس چاپش شیوه‌های تولید و انتشار محتوا را متحول کرد.

تلفن‌های هوشمند نحوه‌ی ارتباط شخصی را تغییر دادند.

بعد از صنعتی شدن چاپ محتوای شخصی در قالب نامه ادامه داشت. افراد به‌خاطر فواصل زیاد برای همدیگر نامه می‌نوشتند. ماهیت نامه طوری است که به دلیل هزینه‌ی زمانی و مالی‌اش منطقی‌تر است تا طولانی و با جزییات نوشته شود. درنتیجه وقتی کسی اقدام به نگارش نامه می‌کند در محتوای نامه‌اش پا را فراتر از اتفاقات روزمره می‌گذارد و سعی می‌کند در مورد چیزهایی بگوید که عمیق‌تر و خلاقانه‌تر از یک مکالمه‌ی روزانه هستند. از طرفی نامه دارای محتوایی کاملا شخصی است؛ طوری که همانند یک راز می‌ماند و کسی حق ندارد نامه‌ی دیگری را بدون اجازه بخواند.

با همه‌گیر شدن تلفن‌، تلفن‌های همراه و تلفن‌های هوشمند راه ارتباط بین افراد بسیار آسان شده است. هروقت با کسی کار دارید می‌توانید به سادگی به او زنگ بزنید یا پیامی فوری برایش بفرستید یا حتی با اون به صورت زنده و تصویری صحبت کنید. اگر تمام فواید و زیبایی‌های این امکان خارق‌العاده را کنار بگذاریم می‌فهمیم که این ابزار باعث شده به دلیل اشباع ارتباط ما با دیگران، هیچ‌وقت به زحمت تولید محتوای شخصی، یعنی محتوایی عمیق‌تر، باکیفیت و خلاقانه نیوفتیم.

 
 

از طرفی داستان‌هایی که می‌خوانیم یا برای ما می‌خوانند و خوانده‌اند، به لطف صنعت چاپ، یکسان و بدون کوچکترین تغییر شخصی هستند. کودکی که در تهران زندگی می‌کند همان بزبزقندی را شنیده یا دیده که کودکی که در بوشهر زندگی می‌کند. از طرفی حجم عظیم محتوایی که تلویزیون و سایر رسانه‌ها تولید می‌کنند باعث می‌شود همه از یک منبع واحد تولید محتوا تغذیه کنند و هیچوقت لذت دریافت محتوای شخصی را نبرند.

 
 

بسته‌های پستی قبل از عید

پادکست شخصی زیر مجموعه‌ی محتوای شخصی است. در این پادکست برای گروهی از اعضا هر چهار ماه یکبار یک شماره پادکست با محتوایی منحصربه‌فرد تولید می‌شود.

در پروژه‌ی محتوای شخصی که شامل دو قسمت نامه‌نگاری و پادکست‌شخصی می‌شود؛ سعی کرده‌ام تا این کمبود را برای دوستانی که در زندگی‌ام دارم برطرف کنم. در قسمت نامه‌نگاری سعی کرده‌ام به سادگی برای دوستانم، چه آن‌هایی که در شهری که در آن هستم زندگی می‌کنند و چه آن‌هایی که در شهرهای دیگر هستند نامه بنویسم. سعی می‌کنم تا جایی که برایم ممکن است نامه‌های طولانی و باکیفیت بنویسم و برای خلق آن‌ها از نقاشی، کاردستی و قصه‌گویی استفاده کنم. از طرفی کسانی که برایشان نامه می‌نویسم هم معمولا پاسخ نامه‌هایم را می‌دهند و این نیاز برای خودم نیز برطرف می‌شود. لذتی که در دریافت یک بسته‌ی پستی و لحظات بین باز کردن نامه تا کامل خواندن آن وجود دارد غیرقابل وصف است.

در پروژه‌ی پادکست شخصی نیز به‌دنبال همین ایده هستم. توضیح آن طولانی است و می‌توانید این‌جا بخوانید.

 
 

لطفا اگر این مطلب را خواندید حداقل یکبار نوشتن نامه را برای دوستانتان تجربه کنید و از آن‌ها بخواهید برایتان پاسخش را بفرستند. سعی کنید به‌جای استفاده از بسته‌بندی‌های آماده، نامه را خودتان بسته‌بندی کنید. مثلا می‌توانید از کاغذ رنگی، کاغذ کادو یا هرچیز دیگری استفاده کنید. آدرس فرستنده را بالا سمت چپ و آدرس گیرنده را پایین سمت راست بنویسید. برای این‌که هزینه‌ی پست کمتر شود می‌توانید از پست امانت یا پست سفارشی استفاده کنید یا از یک شعبه‌ی اداره‌ی پست تمبر بخرید و بسته را داخل صندوق‌های پستی بیاندازید.

 
logo-samandehi