نقشه‌ی پراکندگی

تا دی سال ۹۵ در یک شرکت آی‌تی کار می‌کردم. یک روز به مسعود گفتم تصمیم دارم بهمن‌ماه استعفا بدهم و نقاش تمام وقت بشوم و این کار را کردم. دقیقا نمی‌دانستم می‌خواهم چکار کنم ولی می‌دانستم می‌خواهم تمام وقتم را صرف نقاشی کنم. بهار سال ۹۶ تصمیم گرفتم مشق‌های کارگاه چاپ‌دستی دانشگاهم را بفروشم. از آن‌ها عکس گرفتم و روی وب‌سایتم به قیمت ۱۵ یا ۲۰ هزار تومان برای فروش گذاشتم. ۴۳ نسخه از آن‌ها را فروختم و تک تکشان را شخصا به خریداران تحویل دادم. با پول کمی که به‌دست آوردم تابستان به منظره کشیدن در تهران و سید‌آباد (روستای مادرم) پرداختم و آخر شهریور منظره‌هایم را با قیمتی بین ۵۰ تا ۳۰۰ هزار تومان فروختم و آن‌ها را نیز شخصا به خریدارانشان تحویل دادم. از آن موقع به بعد به فروختن کارهایم به صورت مستقیم به آدم‌ها ادامه دادم و هنوز هم این کار را انجام می‌دهم.

الان یک‌سال و نیم از شروع کارم می‌گذرد و نقاشی‌ها، طراحی‌ها و چاپ‌هایم در شهری که زندگی می‌کنم پراکنده شده‌اند. سعی کرده‌ام تا جایی که برایم ممکن بوده سرنوشتشان را دنبال کنم و بدانم دست کی و کجا هستند. الان که به پایان سال ۹۷ نزدیک شده‌ام تصمیم گرفتم نقشه‌ای از تمام کارهایی که می‌دانم کجا هستند تهیه کنم. به جز تعداد انگشت‌شماری که با واسطه فروخته شده‌اند، محل زندگی کارهایم را می‌دانم و از این‌که در شهر محل زندگی‌ام به دیوار خانه‌ها آویزان هستند احساس افتخار می‌کنم.

وقتی به نقشه‌ی شهر دقت می‌کنم می‌بینم مخاطبینم بیشتر در کدام محله‌ها زندگی می‌کنند و به این فکر می‌افتم که چرا در قسمت‌های دیگر شهر نیستند و چطور می‌توانم این خلاء را پر کنم. چالش من به‌عنوان شاغل نقاش این است که از طرفی بتوانم کارم را به صورت پایدار گسترش دهم و از طرفی با استفاده از خلاقیت در مدل‌های فروش کارهایم را به دست کسانی برسانم که در زمینه‌ی تجسمی این شهر هیچ‌وقت جزوی از مخاطبین هنر نبوده‌اند و با این روند نخواهند بود. گذشتن از این چالش کار بسیار سختی‌ست ولی امیدوارم بتوانم تا حدی در آن به گره‌گشایی برسم و فکر می‌کنم شروع خوبی داشته‌ام چون بیشتر افرادی که تصمیم به خرید گرفتند اولین بار بوده که اقدام به خرید هنر تجسمی کرده‌اند.

در نقشه‌ی زیر دایره‌های قرمز نشانه‌ی نقاطی در ایران و کشورهای دیگر هستند که یک یا چند کار در خانه‌ای نگه‌داری و استفاده می‌شود.

 
logo-samandehi