داستان‌ها

با نوشتن داستان می‌توانم جای فکر کردن به چیزهایی که برای مغزم مضر هستند، داستان‌هایی بوجود بیاورم که خودم و شما از آن‌ها لذت ببریم. نمی‌خواهم بهترین، پرفروشترین، موفقترین، معروفترین، تاریخی‌ترین، بزرگترین یا بامزه‌ترین قصه‌گو باشم. این‌طوری بودن همانقدر برام مهم است که سلطان جنگل شدن برای یک گربه اهمیت دارد. برای همین هروقت داستانی به ذهنم می‌رسد سریع آن را به صورت عکس‌دار می‌کشم، بدون این‌که برای تصویرسازی‌اش بخواهم از تکنیک‌هایی که در نقاشی کردنم استفاده می‌کنم بهره ببرم. سپس داستان‌ها را به صورت رایگان جایی می‌گذارم که هرکس دوست دارد قصه بشنود آن را ببیند.

تمام قصه‌هایم را از زندگی روزمره‌ام درمی‌آورم. از اتفاقاتی که برایم رخ می‌دهد، جاهایی که می‌روم یا آدم‌ها و موجوداتی که می‌بینم. سپس کمی بالا و پایین به آن‌ها اضافه می‌کنم و آرزوها و ترس‌هایم را در آن‌ها دخالت می‌دهم. چون می‌دانم زندگی، آرزوها و ترس‌های من شبیه زندگی، آرزوها و ترس‌های شماست. چون همه‌ی ما آدم هستیم و آدم‌ها خیلی شبیه به هم هستند.

زیبایی داستان این است که دارای جسم مادی نیست. و می‌تواند در خاطره‌ها بماند و بین آدم‌ها پخش شود. برای همین علاقه‌ای ندارم داستان‌هایم را بفروشم. چون داستان مثل نقاشی یک شی مادی نیست که بتواند صاحب داشته باشد. هر داستان به تعداد آدم‌هایی که آن را گوش می‌کنند نسخه دارد و مال آن‌هاست.

هرچند وقت یکبار یک کتابچه از داستان‌ها منتشر می‌کنم و داستان‌هایی که از کتابچه‌ی قبلی به بعد نوشتم را در آن یک‌جا می‌گذارم. می‌توانید کتابچه‌ها را از لینک‌های زیر دانلود کنید: