بادام‌زمینی‌ها و نخودها

 
 

اسم من امین است. من ۲۶ سال سن دارم و در یک اتاق کوچک زندگی می‌کنم. میلیون‌ها سال تکامل به من مغزی داده که وظیفه‌ی اصلی‌اش فکر کردن است. مثل قلب که هیچ‌وقت از تپیدن نمی‌ایستد مغز هم هیچ‌وقت از فکر کردن دست برنمی‌دارد. برای همین مجبورم نقاشی کنم چون وقتی نقاشی می‌کنم سرعت کار کردن مغزم آهسته‌تر می‌شود و می‌تواند کمی استراحت کند تا به دستان و چشم‌هایم اجازه بدهد خودشان را ابراز کنند و نقاشی‌های زیبا تولید کنم.

اما آدم نمی‌تواند همیشه نقاشی کند. برای همین ممکن است مغز گاهی بخواهد خیلی بیشتر از توانش فکر کند. مثل دونده‌ای که دوست دارد رکورد قبلی‌اش را بزند. و این ممکن است باعث مصدومیت مغژ شود. برای همین من داستان گفتن را امتحان کردم و جواب گرفتم. چون در دنیای قصه‌ها مغز می‌تواند بدون مصدومیت خودش و دیگران به جست و خیز بپردازد. شخصیت‌ها را بوجود بیاورد، با آن‌ها بازی کند، آن‌ها را بکشد، بهشان کمک کند و آن‌ها را تبدیل به قهرمان کند.

این‌طوری می‌توانم جای فکر کردن به چیزهایی که برای مغزم مضر هستند، داستان‌هایی بوجود بیاورم که خودم و شما از آن‌ها لذت ببریم. من نمی‌خواهم بهترین، پرفروشترین، موفقترین، معروفترین، تاریخی‌ترین، بزرگترین یا بامزه‌ترین قصه‌گو باشم. این‌طوری بودن همانقدر برام مهم است که سلطان جنگل شدن برای یک گربه اهمیت دارد. برای همین هروقت داستانی به ذهنم می‌رسد سریع آن را به صورت عکس‌دار می‌کشم، بدون این‌که برای تصویرسازی‌اش بخواهم مته به خشخاش بزنم و سپس جایی می‌گذارم که هرکس دوست دارد قصه بشنود آن را ببیند.

تمام قصه‌هایم را از زندگی روزمره‌ام درمی‌آورم. از اتفاقاتی که برایم رخ می‌دهد، جاهایی که می‌روم یا آدم‌ها و موجوداتی که می‌بینم. سپس کمی بالا و پایین به آن‌ها اضافه می‌کنم و آرزوها و ترس‌هایم را در آن‌ها دخالت می‌دهم. چون می‌دانم زندگی، آرزوها و ترس‌های من شبیه زندگی، آرزوها و ترس‌های شماست. چون همه‌ی ما آدم هستیم و آدم‌ها خیلی شبیه به هم هستند.

زیبایی داستان این است که دارای جسم مادی نیست. و می‌تواند در خاطره‌ها بماند و بین آدم‌ها پخش شود. برای همین علاقه‌ای ندارم داستان‌هایم را بفروشم. چون داستان مثل نقاشی یک شی مادی نیست که بتواند صاحب داشته باشد. هر داستان به تعداد آدم‌هایی که آن را گوش می‌کنند نسخه دارد و مال آن‌هاست.

تا الان ۱۴ داستان کشیده‌ام که در این کتاب آمده‌اند و دور هم جمع شده‌اند. این کتاب را می‌توانید از همین‌جا دانلود کنید و روی گوشی یا کامپیوترتان بخوانید یا اگر دوست داشتید خودتان ببرید بیرون و چاپ کنید و صحافی کنید. سپس ان را برای خودتان نگه دارید یا به دوستانتان هدیه بدهید. ولی لطفا هیچ‌وقت آن را به کسی نفروشید.

حمایت از بادام‌زمینی‌ها و نخودها

اگر دوست داشتید از قصه‌گویی من حمایت کنید تا بتوانم بادام‌زمینی و نخود بخرم و کمی برای آینده پس‌انداز کنم، می‌توانید همین‌جا هرچقدر که دوست داشتید به پروژه‌ام کمک کنید.هرچقدر داستان‌ها برایتان ارزش دارند و تعداد پول‌های داخل جیب‌هایتان به شما اجازه می‌دهد.

 
logo-samandehi